ایران من ایران من جانم فدایت
کل زمین و آسمانها خاک پایت
ایران من، ایران من، روح و تن من
سبز و سفید و سرخ تو پیراهن من

دیشب شدیدا دلم میخواست تو خیابونای تهران قدم بزنم به یاد قدیما سر صبح تو برف یا بارون دلم میخواست برم تو شلوغی ولیعصر و انقلاب ، هفت تیر و فردوسی …….. هر چی گشتم حتی چند تا عکس درست حسابی هم پیدا نکردم که درمون دل تنگ باشه … افسوس !
من اگر خسته ام خالی از سیاهیم
بر زبان بسته ام در دل رهاییم
قصه هایم پراز روزگار کودکی است
تشنه ی وصل و بیگانه با جداییم
پ. ن : این روزا باز دلم شدیدا تنگه خونه است ، باز هر شب ایرانم ، باز هر شب تو کوچه پس کوچه ها دلتنگی پرواز میکنم و گاه گم میشم بدون یافتن راه
پ . ن : البته امروز صبح پوریای عزیز لطف کرد و این سایت رومعرفی کرد که هنوز فرصت نکردم خیلی توش بچرخم
با ربط : نمیخواستم اولین پست رسمیم دلتنگی باشه ولی چه کنم که این روزها همه وجودم تو ایران پرواز میکنه !
ایرانام، آنجلاش آرزوست به علی. خودش بهم گفت
)
#
ولیعصر رو خیلی پایهام. وطن من فقط همون خیابون است ولاغیر.
#
فکر نمیکنم من خوب درک کنم این نوع دلتنگی رو مگر همون ولیعصرش رو
============
لیتل انجل : رویا جون مهربونم همون ولی عصر رو در نظر بگیر برو تا ته ببین دلم چقدر میتونه تنگ باشه :*
پس قول یک گردش در کتاب فروشیهای انقلاب را ازت میگیرم آنجل خانم. هر وقت شد مهم نیست. فقط یک روز در ایران
===========
لیتل انجل : لطف دارین جناب فتحی
باز هم مبارکه.
============
لیتل انجل : ممنونم رفیق ! چاکریم