تو این روزا که گذشت به خاطر لطف شرکت محترم بلو هاست وبلاگم مثل وبلاگ خیلی از دوستان پادر هوا بود به شدت ، و خب آدمی که عادت به نوشتن داره سخته که چند روز دور باشه و هی تو لپتاپش درفت بزنه
اینه که نوشتن خونم به شدت بالا رفته بود و خب قطعا میدونین که عواقبش دست کمی از بالارفتن فشار خون و اینا نداره :دی
خلاصه امروز با کلی درد سر و اذیت کردن دوستان رفتم رو یه سرور جدید و بعد این همه روزکلی ، ذوق زده اومدم که یه پست بزنم که مینویسم پس هستم اما تو آخرین لحظه فهمیدم که فعلا فقط مینویسم پس خیلی نیستم و رو هوام هنوز یه جورایی :دی ظاهرا بعضی از بخش های وبلاگ هنوز کار نمیکنه و حتی امکان آپلود یه عکس رو هم ندارم ! و خب به عبارتی فعلا خونه به دوشم ……
البته تا همین جاش هم بی نهایت ممنون دوستان عزیزی که این همه زحمت کشیدن برای این کوچ و نقل مکان ، هستم و کلی زحمت دادم و همین که میتونم بنویسم هوارتا ممنونم! کلی دلم برای بچه ام تنگ شده بود : ) دیدن دوباره اش حس خیلی خوبیه خب کلا
پ . ن : امیدوارم این بچه زودتر راه بیفته و دیگه احتیاج به دست گرفتن و تاتی کردن نداشته باشه :دی
پ . ن تر : خب من اگه این پست رو نمی نوشتم امشب احتمالا خفقان میگرفتم از بس حرف تو دلم بود دیگه چاره نداشتم :دی یعنی واقعااااااا چاره نداشتم :ح
یاد پرین افتادم و خرش که اسمش یادم نمیاد
چطور؟ الان این کجاش به پرین ربط داشت آزاده جونم؟؟
ببین من هی میومدم تو وبلاگت می دیدم نمیشه خوند.به خودم میگفتم..واه!!! دیدی از دست رفت ازتباطت قطع شد(چون من از همه چی تراژدی بلدم بسازم)
اهان راستی اسم خر پرین پالیکار بود.اما اصلا رابطه شون ربطی به رابطه تو و وبلاگت نداره.
ها ها جیران جونم اگه یه روزی این وبلاگ دود بشه بره رو هوا هم ارتباط من با تو قطع نمیشه این از اینش :دی بعدشم آره میدونم یادمه پالیکار رو فکر کنم تایتل بی خانمان آزاده رو یاد پرین انداخته شایدم من شبیه پالیکارم
)