
به آرامی آغاز به مردن میکنی.
اگر سفر نکنی اگر چیزی نخوانی
اگر به ندای زندگی گوش ندهی و اگر از خودت
قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی
و آنگاه که نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده رفتارهای همیشگی خود شوی
اگر همواره از یک راه بروی و اگر روزمرگی
را پایان نبخشی
اگر رنگهای گوناگون را به تن نکنی و یا با مردمان
ناشناس گفتگو نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و گرما و اگر از دریافت های سرکشت
و از چیزهایی که چشمهایت را به درخشش وا میدارند
و تپیدنهای دلت را تندتر میکنند دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با پیشه ات و یا با عشقت شاد نیستی
جانشینی برای آن نیابی.
اگر برای آسودگی در ناسودگی خطر نکنی
و اگر به آنسوی رویاها نروی
و اگر به خود پروا ندهی که برای یکبار هم که شده
در زندگیت مصلحت اندیشی را به دور افکنی ……..
امروز کاری کن!
امروز مخاطره کن !
امروز زندگی را آغاز کن !
نگذار که به آرامی بمیری …
پ . ن : این روزا سعی میکنم از تک تک لحظات زندگیم لذت ببرم بی فکر گذشته و خیال آینده ! حس خوبی دارم … آرامشی وصف ناپذیر هر چند هر از گاهی دلتنگی و غم غربت جلوه کنه ، هر چند گاهی تلنگری آسمون دل رو ابری کنه و چشمامو بارونی … چون میگذرد غمی نیست ……..امروز رو زندگی میکنم با همه وجود
زندگی رو زندگی میکنم این روزها ………. سفر میرم ، کتاب میخونم و از ساعت های زندگی حتی تو این غربت با همه وجود لذت میبرم …….. گاهی باید فقط زندگی کرد ….
شعر از پابلو نرودا !
بله من هم چند وقتیه که یه چی ورد زبونم شده و میگم ” خودتو عشقه”
و دیگه واسه هیچی اعصابم رو بهم نمیریزم
الهی که همیشه شاد باشی
خوشحالم نازنین. این بهترین کاریه که میشه کرد.
یه چیزی بگم؟
مثل قدیما
من پی نوشت های پست هاتو خیلی دوست دارم. چون …
چون حرف خودته