Archive for اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۸

۳م اردیبهشت
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیتل انجل





d986d982d8a7d8a8




تا حالا سراغی از خودت گرفتی توی خلوت
خلوتی که تورو روبروت بشونه توی آینت

تا حالا قلبتو تو سکوت شنیدی
خود بی نقابتو یه لحظه دیدی

ما هنوز تو برهوتی از دروغ دربه دریم
نرسیدن مقصد ماست با سراب همسفریم



………. خوابیم اما ………………………

خوابیم اما خواب ما کابوس بیداری شده









یه وقتی هست که متوجه نیستیم از چی و چرا ناراحت میشیم
اما یه وقتی هست میدونیم یه چیزی اعصابمون رو به هم میریزه و باید راه های جلوگیریش رو پیدا کنیم
یه وقتی هم هست الکی فقط غر میزنیم شایدم از چیزی عذاب نمیکشیم و بیشتر دلمون میخواد باعث عذاب دادن دیگران بشیم انگار ………











پ . ن : تو اگه ناراحت میشی اگه دوست نداری چرا اینجا رو میخونی؟ مگه مجبوری؟ اگه میره رو اعصابت ، اگه ناراحتت میکنه ، اگه میرنجونتت بهترین کار اینه که نخونی …. اینجا رو مینویسم برای خودم و دل خودم از همه چیز و همه جا نه مخاطب خاصی دارم براش نه هدف خاصی ! فقط مینویسم که نوشته باشم




پ . ن تر : آدم های این روزگار …این موجودات دو پا این اشرف مخلوقات رو نمیفهمم گاهی …….. گاهی بیشتر از گاهی حتی …



Previous
  • شما در حال مشاهده بایگانی روزنوشت های کوچیکترین فرشته برای تاریخ پنجشنبه, اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۸هستید.