Archive for خرداد ۱م, ۱۳۸۸
۱م خرداد
۱۳۸۸

حس خوب با تو بودن دیگه با من آشنا نیست
شعر خوب از تو گفتن دیگه سوغاتی من نیست
من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم
واسه بوسیدن دستات همه زندگیمو باختم
توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود
من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود
پ . ن : مدت هاست که همه چیز تموم شده رفیق … شاید فقط پس لرزه ای بود از زلزله ای که روزی به ارکان قلب و روحم افتاد… جای نگرانی نیست مشغول بازسازی مخروبه هایم هستم این روزها …
( + )
۱ دیدگاه
