Archive for خرداد ۱۲م, ۱۳۸۸
دردهای من نگفتنی ست
دردهای من نهفتنیست

این روزا انگار هممون خسته ایم یا چی ؟ یکی کرکره وبلاگشو داده پایین ، یکی رسما دیگه تو گودر هم نت هاش نمیاد حتی شده سالی یه بار یه شر
اون یکی هم حوصله خودش رو هم نداره ، یکی دیگه یه روز میاد ده تا پست میزنه بعد دیگه باز میررررررررررررره معلوم نیست کجا :ح سلام مکین ….. ای بابا چه مون شده خلایق خب؟ یعنی تموم شدیم مکین یا کنج عزلتیم یا چی؟
نمیدونم شاید حق داریم باید خسته باشیم وقتی کاری از دستمون بر نمیاد .. وقتی باید فقط سکوت کرد و بس
پ . ن : فشار کار ، دوندگی های دائمی ، زندگی حقیقی و هزار درد بی درمون دیگه باعث میشه کمرنگ باشم همه جا ولی باعث نمیشه از فکرت لحظه ای غافل باشم رفیق ……….. نگرانم با یه دنیا شرمندگی که از دستم کاری بر نمیاد تو این روزا که باید کنارت باشم
* این روزا پوران گوش میدم خیلی
بی ربط : حوصله انتخابات رو هم ندارم و قصد ندارم هیچی بگم حتی ! بله فریال :دی