۲۲م خرداد
۱۳۸۹
یک سال گذشت از روزی که برای اولین بار رای دادم مثل خیلی های دیگه
یک سال گذشت از روزی که برای نه گفتن همراه شدم
یک سال گذشت از روزی که کله سحر راهی محل برگزاری انتخابات شدم
یک سال گذشت از لحظه های پر اضطراب و نگرانی ساعت های بعد انتخابات و اعلام نتایج که در راه سفر بودیم
که حرفای دوستان رو باور نمیکردم زدم کنار آیفون به دست اشک ریزان …
یک سال گذشت از اولین تماس و خبر اولین دستگیری های نازنین دوستانم
یک سال گذشت
یک سال پر از درد و زخم و دلهره و تشویش
یک سال به امید رسیدن صبح امید ، صبح امیدی که درست چند روز قبل از چنین روزی از رسیدنش مطمئن بودیم
یک سال پر بغض و خشم و فریاد
یک سال پر اشک و گاه لبخندی تلخ
حالا آخرین سنگر سکوته ….
همراه شو عزیز حتما رسد صبح امید از راه فقط یک سال گذشته

یک سال گذشت با یه عالمه اتفاق! با یه عالمه حادثه! با یه عالمه درد و رنج…
باید امیدمون رو نگه داریم. دو دستی بچسبیمش و از دستش ندیم. یه کوچولو از راه شاید گذشته باشه. باید صبور بود و پر از امید
یک سال گذشت اما اون یه ساله ما ساختیم فکرای ما ساخته نه دیگران چون جز بجز ما ادما کسه دیگه ای اینقدر بر کره ی زمین تسلط نداره البته بجز خدا که اونم همیشه همراه ماست ما خوبان درسته یکسال گذشته اما اگه اشتباهی هم باشه هنوز از این یکسالا خیلی مونده البته به امید خدا