۲۸م دی
۱۳۹۰
از ابتدا میدانستم برنده توییبا تمام برگهای بازندهی دستم، بهترین بازی را برایت رقم زدم…
و تمام عزمم را جزم کردم تا بهترین همبازیات باشم
بازی تمام شد…
اکنون تمام برگهای زندگیام روی میز، کنار هم ردیف شدهاند…
و تمام عزمم را جزم کردم تا بهترین همبازیات باشم
بازی تمام شد…
اکنون تمام برگهای زندگیام روی میز، کنار هم ردیف شدهاند…
آری…
من باختم…
و این را نه از برگهای بازندهی روی میز…
که از نگاه برندهی تو میتوان فهمید
من باختم…
و این را نه از برگهای بازندهی روی میز…
که از نگاه برندهی تو میتوان فهمید
از ابتدا میدانستم برنده تویی
با تمام برگهای بازندهی دستم، بهترین بازی را برایت رقم زدم…
و تمام عزمم را جزم کردم تا بهترین همبازیات باشم
بازی تمام شد…
اکنون تمام برگهای زندگیام روی میز، کنار هم ردیف شدهاند…
با تمام برگهای بازندهی دستم، بهترین بازی را برایت رقم زدم…
و تمام عزمم را جزم کردم تا بهترین همبازیات باشم
بازی تمام شد…
اکنون تمام برگهای زندگیام روی میز، کنار هم ردیف شدهاند…
آری…
من باختم…
و این را نه از برگهای بازندهی روی میز…
که از نگاه برندهی تو میتوان فهمید
پ. ن :کپی رایت این مطلب به وبلاگ قصه های حیاط پشتی تعلق دارد

