Archive for بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷
۲۱م بهمن
۱۳۸۷
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشتهی سخن در آورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنیست
…
انحنای روح من
شانههای خستهی غرور من
تکیهگاه بیپناهی دلام شکسته است
کتف گریههای بیبهانهام
بازوان حس شاعرانهام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
«درد دوستی» کجا ؟
پ . ن :گاهی باید شایدم نباید …. به هر حال…مرو ای دوست اصفهانی رو از دست ندید
* شعری از قیصر امینپور
