Archive for اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۸

۲۱م اردیبهشت
۱۳۸۸
written by لیتل انجل

“حالا دیگر دیر است
من نام کوچه های بسیاری را از یاد برده ام
نشانی خانه های بسیاری را از یاد برده ام
و اسامی آسان نزدیک ترین کسان دریا را
راستی آیا به همین دلیل ساده نیست که دیگر هیچ نامه ای به مقصد نمی رسد؟ ”












فقط یه هفته فقط یه هفته صبر کن دل من
فقط یه هفته تا خودت رو مثل بچه گی ها تو بغلش پرت کنی و احساس امنیت و آرامش کنی
فقط یه هفته تا سرت رو روی پاش بذاری و احساس آرامش کنی

دل من بچه نشو گلایه آغاز نکن
فقط یه هفته مونده تا بری و آروم شی







تحمل کن دلم ….












پ . ن : بعضی روزا فقط حس میکنی که باید خونه باشی و از گرمای بغل مامان احساس آرامش کنی ، دست خودت هم نیست هر کاری میکنی این حس هست و آروم نمیشی
:( امروز از اون روزهاست …….دلم آغوش بی دغدغه میخواد …… از اینجا بودن خسته ام. میرم، به زودی میرم . باید برم !

Previous