Archive for بهمن, ۱۳۹۰

۲۴م بهمن
۱۳۹۰
written by لیتل انجل

نمی‌‌‌‌توانم زمان را به عقب برگردانم
نمی‌‌‌‌توانم بار دیگر درباره انچه قرار بود چنان باشد و اکنون چنان نیست، حرف بزنم.
نمی‌‌‌‌توانم زمان را به عقب برگردانم
پس با من وداع کن و به پشت سرت نگاه نکن،
هرچند در کنار تو روزهای خوشی را پست سر گذاشتم.
افسوس!
من ان نیستم آن نیستم که باید …
اگر کسی از حال و روز من پرسید بگو، زمانی بود
اما هیچ‌‌‌‌گاه دستش به ابرها و به خورشید نرسید.
نمی‌‌‌‌توانم به ابرها دست بزنم یا به خورشید برسم!
نمی‌توانم
نه من نمی‌‌‌‌توانم …

Previous