شعر
۱۲م بهمن
۱۳۹۰
این روزها زخمی ام …
این روزها دلم نیست که زخمی شده!
روحم زخم بزرگی برداشته که برایش بخیه ای نمییابم!
زخمیه خنجر زهر آگین “نارفیقم”
به چشام خوب خیره شو
ببین چه پیرم …
منو دریااااااااااب خوب …
دارم می میرم …
دیگه حتی نایی نیست برای گفتن
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم …
یک لحظه خوبی به من بده
از من بگیر روح و تنم
برای یک لحظه خوشی
به هر دری , در میزنم
برگردون عمر رفته مو
حتی واسه یک ثانیه
دل خوش کنم , حتی دروغ
از من مگه چی باقیه ؟؟؟؟؟؟


