<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
		xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
>

<channel>
	<title>روزنوشت های کوچیکترین فرشته &#187; ماه من و ماه گردون</title>
	<atom:link href="http://littleangellog.com/category/%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%87-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://littleangellog.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 05 Feb 2012 04:56:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<copyright>Copyright &#xA9; روزنوشت های کوچیکترین فرشته 2010 </copyright>
	<managingEditor>littleangellog@gmail.com (روزنوشت های کوچیکترین فرشته)</managingEditor>
	<webMaster>littleangellog@gmail.com (روزنوشت های کوچیکترین فرشته)</webMaster>
	<ttl>1440</ttl>
	<image>
		<url>http://littleangellog.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress.jpg</url>
		<title>روزنوشت های کوچیکترین فرشته</title>
		<link>http://littleangellog.com</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>
	<itunes:subtitle></itunes:subtitle>
	<itunes:summary></itunes:summary>
	<itunes:keywords></itunes:keywords>
	<itunes:category text="Society &#38; Culture" />
	<itunes:author>روزنوشت های کوچیکترین فرشته</itunes:author>
	<itunes:owner>
		<itunes:name>روزنوشت های کوچیکترین فرشته</itunes:name>
		<itunes:email>littleangellog@gmail.com</itunes:email>
	</itunes:owner>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
	<itunes:image href="http://littleangellog.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" />
		<item>
		<title>نرم نرمک میرسد اینک بهار</title>
		<link>http://littleangellog.com/1388/12/29/new-year-1389/</link>
		<comments>http://littleangellog.com/1388/12/29/new-year-1389/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Mar 2010 11:02:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لیتل انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلنوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماه من و ماه گردون]]></category>
		<category><![CDATA[مینیمالینگ]]></category>
		<category><![CDATA[بهار]]></category>
		<category><![CDATA[سال نو]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://littleangellog.com/?p=1066</guid>
		<description><![CDATA[باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شدست باز کن پنجره ها را ای دوست و بهار را باور کن سال ۱۳۸۹ مبارک نرم نرمک [...]<p><a href="http://littleangellog.com/1388/12/29/new-year-1389/">نرم نرمک میرسد اینک بهار</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باز کن پنجره ها را<br />
که نسیم<br />
روز میلاد اقاقی ها را<br />
جشن میگیرد<br />
و بهار<br />
روی شاخه کنار هر برگ<br />
شمع روشن کرده است<br />
همه چلچله ها برگشتند<br />
و طراوت را فریاد زدند<br />
کوچه یکپارچه آواز شدست<br />
</br><br />
</br><br />
باز کن پنجره ها را ای دوست<br />
و <strong>بهار را باور کن </strong></p>
<p></br><br />
</br><br />
<img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2010/03/IMG_32493.JPG" alt="IMG_3249" title="IMG_3249" class="aligncenter size-full wp-image-1075" /></p>
<p>سال ۱۳۸۹ مبارک </p>
<p><a href="http://littleangellog.com/1388/12/29/new-year-1389/">نرم نرمک میرسد اینک بهار</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://littleangellog.com/1388/12/29/new-year-1389/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خدمات پس از فروش</title>
		<link>http://littleangellog.com/1387/12/22/customre-care/</link>
		<comments>http://littleangellog.com/1387/12/22/customre-care/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Mar 2009 03:51:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لیتل انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماه من و ماه گردون]]></category>
		<category><![CDATA[Amazon]]></category>
		<category><![CDATA[buy.com]]></category>
		<category><![CDATA[Customer Care]]></category>
		<category><![CDATA[eBay]]></category>
		<category><![CDATA[اکسترنال]]></category>
		<category><![CDATA[خرید آنلاین]]></category>
		<category><![CDATA[سه پایه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://littleangellog.com/?p=597</guid>
		<description><![CDATA[امروز باز از اون روزایی بود که با همه شلوغی و پر مشغله بودنش حوادث زیادی داشت و با همه حوادث خوبش باز هم هر لحظه اش یاد آورماه من و ماه گردون بود&#8230; تو چند هفته گذشته خریدای مختلفی از سایت های Amazon.com و eBay و Buy.com کردم و برای خرید هر کدوم از [...]<p><a href="http://littleangellog.com/1387/12/22/customre-care/">خدمات پس از فروش</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز باز از اون روزایی بود که با همه شلوغی و پر مشغله بودنش حوادث زیادی داشت  و با همه حوادث خوبش باز هم هر لحظه اش یاد آورماه من و ماه گردون بود&#8230;</p>
<p>تو چند هفته گذشته خریدای مختلفی از سایت های  Amazon.com  و eBay  و Buy.com  کردم و برای خرید هر کدوم از قطعاتی که احتیاج داشتم بارها و بارها نظرم عوض شد و از این سایت به اون سایت پریدم تا اینکه بالاخره اشتباهی به جای خرید از بای دات کام از آمازون دات کام یه اکسترنال هارد یک ترابایتی خریدم و بعد ساعتی متوجه شدم که این اصلا اون مدلی که من میخواستم نبوده و تو سایت Buy.com  قیمت مناسب تری رو پیدا کردم ! فوری زنگ زدم آمازون که اُردر رو کنسل کنم ولی مسئول کاستومر سرویس گفت دیر شده و دیگه نمیشه  و من مجبورم صبر کنم تا بسته برسه و پس بفرستمش!<br />
معمولا بسته هایی که میخرم با سرویس یو پی اس UPS میاد که میتونی جنس رو تحویل نگیری و به فرستنده برگشتش بدی اما از شانس این بسته با پست معمولی اومده بود و چند روز بعد این ماجرا یه روز رسیدم و بسته رو دم در پیدا کردم.<br />
فرداش سریع رفتم پست خونه و بسته رو پس فرستادم! کل هزینه حمل اولیه تا خونه و بعد هم هزینه پس فرستادنش یه چیزی حدود ۲۴ دلار شده بود.<br />
بعد چند روز وقتی خبری از برگشت پول به حسابم نشد زنگ زدم و کلی شاکی گفتم که پس پول من چی شده؟ من میخواستم که این اُردر رو کنسل کنم و شما بهم اجازه ندادین حالا این همه هم خرج پست رو دستم گذاشتین و هنوز پولم رو پس نمیدین خلاصبه بعد ۳-۴ دقیقه پشت خط موندن آپریتر اومد و با کلی عذر خواهی گفت ما هزینه پست رو همین امروز میریزیم به حسابتون و امیدوارم که بازم با ما کار کنید و از این حرفای معمول ! میشد یعنی من یاد ایرانم نیفتم و آه از نهاد م بلند نشه واقعا؟<br />
تو همین روزا بسته دیگه ای از یه شرکت دیگه خریده بودم که شامل یه سه پای دوربین بود ، وقتی بسته رسید دستم سه پایه شکسته بود و من بلافاصله زنگ زدم و خبر دادم اونا هم گفتن یه نوشو میفرستن برام اما وقتی که بسته دوم رسید دستم سه پایه ای که فرستاده بودن با سفارش من خیلی فرق داشت این بود که دوباره شاکی شدم و زنگ زدم که این چه وضعیه و &#8230;  بعد کلی عذر خواهی گفتن بهم خبر میدن چندین بار بهم زنگ زدن ، ایمیل کردن و بالاخره آخرین ایمیل گفت که سه پایه جدید پست شده وقتی امروز از پست زنگ زدن که بسته رسیده ( من تاکید کرده بودم تا جمعه برسه دستم چون من لازمش دارم  این آخر هفته )  یعنی در عرض یک روز یه سه پایه دیگه برای من فرستادن بدون اینکه پولی بابت پستش بگیرن و یا حتی از من بخوان اون ۲ تا سه پایه قبلی رو پس بفرستم براشون !!!!  من که سال هاست اینجا زندگی میکنم هنوز هر بار همچین سرویس هایی رو میبینم بی اختیار آه از نهادم بلند میشه و بی اختیار تا ساعت ها این جمله تو گوشم میپیچه که : ماه من &#8230;. و ماه گردون !<br />
</br><br />
</br></p>
<p>یعنی واقعا روزی میرسه که تو مملکت ما هم آدما از کوچیکترین و بدیهی ترین حقاشون مثل همین خرید عادلانه و سرویس و خدمات بعد از فروش برخوردار شن؟؟&#8230;&#8230;.. شاید زهی خیال باطل اما خب آدمی با امید زنده است مگه نه؟ :دی</p>
<p></br><br />
</BR><br />
</br><br />
پ . ن :  اینو هم بگم که من هم طبق عرف اینجا یه ایمیل بلند بالا به رئیس اون بخش زدم و از کمک هایی که اون شخص مورد نظر کرده بود و از سرویس دهیش بی نهایت تشکر کردم <img src='http://littleangellog.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  اسمایلی آدم خیر ! مطئنم که تو شرایط شغلیش تاثیر میذاره و واقعا حقش گرفتن پاداش بود.</p>
<p><a href="http://littleangellog.com/1387/12/22/customre-care/">خدمات پس از فروش</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://littleangellog.com/1387/12/22/customre-care/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مغزت را میشکافند مبادا فکر کرده باشی &#8230;</title>
		<link>http://littleangellog.com/1387/11/06/filtering/</link>
		<comments>http://littleangellog.com/1387/11/06/filtering/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Jan 2009 03:31:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لیتل انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماه من و ماه گردون]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[اندیشه ممنوع]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[درد]]></category>
		<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[زندان مغزها]]></category>
		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[وطن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://littleangellog.com/?p=281</guid>
		<description><![CDATA[وقتی امروز صبح اولین خبرایی که خوندم خبرفیلتر شدن وبلاگ پدرام و فواد بود &#8230; بعد هم در کل فیلترینگ خیلی از سایت ها و وبلاگ ها و در واقع یه حمله ضربتی و دستگیری فکرهای یه عده آدم مجازی رو خوندم علاوه بر اینکه باورش سخت بود و هنوز هم تو شاکم ، نمیدونستم [...]<p><a href="http://littleangellog.com/1387/11/06/filtering/">مغزت را میشکافند مبادا فکر کرده باشی &#8230;</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/internet_censorship.jpg" alt="internet_censorship" title="internet_censorship" class="alignnone size-full wp-image-282" /></p>
<p></br><br />
وقتی امروز صبح اولین خبرایی که خوندم خبرفیلتر شدن وبلاگ <a href="http://www.ubuntublog.ir/banned/">پدرام</a>  و  <a href="http://www.rah-e-man.com/2009/01/25/filling-by-ter/">فواد</a> بود &#8230; بعد هم در کل فیلترینگ خیلی از سایت ها و وبلاگ ها و در واقع یه حمله ضربتی و دستگیری فکرهای یه عده آدم مجازی رو خوندم علاوه بر اینکه باورش سخت بود و هنوز هم تو شاکم ، نمیدونستم باید چه حسی داشته باشم؟  حس عذاب وجدان چون تو کشوری آزاد زندگی میکنم که میتونم همین الان برم بزنم در گوش رئیس جمهور و فردا صبح هم صحیح و سالم سر کارم باشم ؟ یا حس درد و انزجار از یه عده که تو وطنی که بهش عشق میورزم نشستن و برای مغز آدم ها هم قفل و زنجیر ساخته ان &#8230; هنوز هم نمیدونم چی حس کنم ؟ عصبانی باشم یا ناراحت ؟ نگران باشم یا بی خیال !  </p>
<p></br><br />
<img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/security6_11.gif" alt="security6_11" title="security6_11" class="alignnone size-full wp-image-287" /></p>
<p></br><br />
اما وقتی میبینم که چطوری یکی یکی دوستام به خاطر اینکه کبک نیستن و سرشون تو برف نیست اذیت میشن عذاب میکشم<br />
وقتی میبینم  چطوری پدرام و فواد با اینکه میخوان ناراحتیشونو نشون ندن اما یه جواریی مثل هر روز نیستن و حق هم دارن<br />
وقتی میبینم  آقای <a href="http://friendfeed.com/vahidonline?service=blog&#038;serviceid=3cebe32cfa1711dc9cae003048343a40">وحیدآنلاین</a>  که مدتیه درگیره فیلرتینگ شده میگه <a href="http://friendfeed.com/e/aecc5c3b-d1d2-9dc7-cac3-41c9875decdf">&#8220;درد داره&#8221;</a> با همه وجود میفهمم این درد یعنی چی &#8230; هر چند خودم آزادم و توی کشوری آزاد زندگی میکنم.<br />
دلم میگیره از این همه بی عدالتی  ، همه وجودم فریاد میشه اما فریاد من به کجا راه داره؟ </p>
<p>فقط یاد این بیان میفتم از یکی از بزرگان که:<br />
&#8220;ای ظالمان ارض<br />
  از ظلم دست خود را کوتاه نمائید که قسم یاد نموده‌ام از ظلم احدی نگذرم و این عهدی است که در لوح محفوظ محتوم داشتم. &#8221;<br />
دلم کمی آروم میگیره و مطمئنم که خدا نمیگذره از این همه ظلم و این همه فریادی که تو گلو خفه میشه یه روزی دامن خیلی ها رو خواهدگرفت .</p>
<p></br></p>
<p></br><br />
</br></p>
<p></br></p>
<p><img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/000108.jpg" alt="000108" title="000108" class="alignnone size-full wp-image-284" /></p>
<p></br></p>
<p></br><br />
من به دنیایی می اندیشم که در آن انسانی<br />
انسان دیگر را تحقیر نمی کند<br />
جایی که عشق زمین را مقدس کرده<br />
و صلح جاده های آن را زیبا کرده<br />
من به دنیایی می اندیشم که همه<br />
<strong>راه آزادی را می دانند</strong><br />
جایی که طمع شیره جان را نمی کشد<br />
و زیاده خواهی زنگاری بر روزمان نمی کشد<br />
به دنیایی که می اندیشم سیاه و سفید<br />
از هر نژادی که باشند<br />
زمین را با سخاوت با هم قسمت می کنند<br />
و<strong> هر کسی آزاد است</strong><br />
و بدبختی رخت بر می بندد<br />
و شادی، مثل مرواریدی<br />
در زندگی هر کس می درخشد<br />
اینچنین است دنیایی که به آن می اندیشم.</p>
<p></br></p>
<p></br></p>
<p></br></p>
<p></br></p>
<p></br><br />
پ . ن : میدونم زیادی تو رویام و دنیای که من بهش می اندیشم قرن ها بعد از ما شاید به وجود بیاد &#8230;&#8230;. کاش راهی برای خاتمه ظلم وجود داشت <img src='http://littleangellog.com/wp-includes/images/smilies/icon_neutral.gif' alt=':|' class='wp-smiley' /> </p>
<p></br></p>
<p><a href="http://littleangellog.com/1387/11/06/filtering/">مغزت را میشکافند مبادا فکر کرده باشی &#8230;</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://littleangellog.com/1387/11/06/filtering/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برای ثبت در تاریخ او با ماست &#8230; ماست خالی هم نداریم</title>
		<link>http://littleangellog.com/1387/11/01/forremeberingoftodayobama/</link>
		<comments>http://littleangellog.com/1387/11/01/forremeberingoftodayobama/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Jan 2009 02:12:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لیتل انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه ها]]></category>
		<category><![CDATA[ماه من و ماه گردون]]></category>
		<category><![CDATA[اوباما]]></category>
		<category><![CDATA[اول بهمن]]></category>
		<category><![CDATA[ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[شوق]]></category>
		<category><![CDATA[مردم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://littleangellog.com/?p=232</guid>
		<description><![CDATA[از کجا باید شروع کرد و چی گفت واقعا نمیدونم &#8230; تجربه بی نظیری بود امروز . دلم میخواست همه میتونستن تجربه اش کنن &#8230; جای خیلی ها رو به دلایل مختلف خالی کردم ، کسایی که دلشون میخواست اینجا باشن و کسایی که من دلم میخواست اینجا باشن و کسایی که باید میبودن و [...]<p><a href="http://littleangellog.com/1387/11/01/forremeberingoftodayobama/">برای ثبت در تاریخ او با ماست &#8230; ماست خالی هم نداریم</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/img_61301.jpg" alt="img_61301" title="img_61301" class="alignnone size-full wp-image-248" /><br />
</br><br />
از کجا باید شروع کرد و چی گفت واقعا نمیدونم &#8230;<br />
</br><br />
تجربه بی نظیری بود امروز . دلم میخواست همه میتونستن تجربه اش کنن &#8230; جای خیلی ها رو به دلایل مختلف خالی کردم ، کسایی که دلشون میخواست اینجا باشن و کسایی که من دلم میخواست اینجا باشن و کسایی که باید میبودن و میدیدن تغییرات مثبت  این دنیا رو و لمس میکردن معنی تساوی آدم ها رو &#8230;&#8230; باید میبودین خودتون اینجا و میدیدین که من چی میگم و چه حسی داشتم . هیچ دوربینی قادر به ثبت این لحظات نبود جز دوربین چشم و دل .<br />
از روزها پیش میدونستم امروز سر کار نمیرم و تصمیم داشتم برم کمی عکاسی . اما حتی تصور اینکه این عکاسی بشه یکی از بهترین تجربه های زندگیم رو نمیکردم با وجودی که خیلی هم عکس نگرفتم.<br />
دیدن این همه آدم ، و دیدن  نظم و انضباط موجود فقط وفقط باعث میشد تو لحظه لحظه امروز یاد وطنم باشم و اینکه تو موقیعت مشابهی مثل این مملکت من چه وضعی داشت؟ شاید باور نکنین حتی یاد اون ساندویچ کذایی و جریاناتش هم افتادم.<br />
</br><br />
شلوغ بود ، شلوغ بودنی ! و این ملت با همه سردی هوا و شرایط خاص اومده بودن تا شاهد این روز تاریخی و تکرار نشدنی باشن و من با همه وجود تحسینشون میکردم  و میکنم که چطوری هر کس میدونه نقشش تو این جامعه و رعایت نظم و پیش بردن کارها چیه و چطوری همه با وجود اینکه هر کسی دلش میخواد سر صف باشه و از همه جلو بزنه و جای بهتری برای عکس گرفتن داشته باشه و &#8230; ( خب بالطبع همه آدمن و این خصلت آدماست ) اما باز هم کسی یادش نمیره که حق تقدم با بچه ها و افراد معلول و خانوماست ، بازم کسی یادش نمیره حتی تو صف طویل مترو باید بگه لیدیز فرست ، حتی تو صف دیوونه کننده ورودی مراسم، احترام بغل دستیشو نگه داره و یادش نره قبل هر چیز باید رعایت حقوق دیگرانو بکنه و مهم نیست چقدررررررررررر بد دلش بخواد از این مرز بگذره و جای خوبی برای دیدن رژه گیرش بیاد&#8230;.<br />
تو همه این لحظات &#8221; ماه من و ماه گردون &#8220;لحظه ای ذهن مغشوشم و روح سرگردونم که امروز فقط تو ایران سیر میکرد رو رها نمیکرد&#8230;<br />
</br><br />
توی مترو ، توی خیابونا همه جا و همه جا پر بود از  پلیس و راهنما و مامورای اف بی آی و کسایی که به صورت داوطلب وایستاده بودن تو این سرما که مردم رو راهنمایی کنن و جهت رو نشون بدن و به سوالای احتمالی جواب بدن . آدمایی که شاید تو حالت عادی نمیشه بهشون حتی نزدیک شد همه تو این سرمای زیر صفر لبخند به لب داشتن و آماده بودن واسه کمک !<br />
</br><br />
همه خیابونا پر بود از دست فروشا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد با نوشته اوباما :دی روش&#8230;. و دست فروشی چیزی نیست که شما تو بلاد کفر به جز نیویورک تو روزای عادی شاهدش باشی ! تیم ورکِ  محشر بین این فروشنده ها هم برام جالب بود یعنی باید میبودی و میدیدی چی دیدم تا لمس کنی که هیچ کلامی قادر به وصفش نیست.<br />
</br><br />
دیدن چهره های مردم ، اشکای شوقی که تو لحظات سخنرانی اوباما ریخته میشد ، تو آغوش کشیدن ها ، هیجان ها  و جیغ و داد هایی بی سابقه همه و همه شدن بخشی از بهترین خاطرات اقامتم تو این بلاد &#8230;. صحنه هایی که تا ابد تو فلش بک هام حفظ خواهد شد و با به یاد آوردنشون اشک شوق خواهم ریخت.<br />
</br><br />
روز بزرگی بود امروز &#8230;. نه برای ملت آمریکا ، که برای کل دنیا &#8230; روزی بی سابقه که تو تاریخ ثبت خواهد شد و آیندگان باید بهش افتخار کنن &#8230; به ریاست جمهوری رسیدن اولین رئیس جمهور سیاه تو ممکلتی که میگه آزاده اما تبعیض نژادی تو گوشه گوشه اش هنوز دیده میشه ، تو دنیایی که هنوز آدما به خاطر داشتن عقیده و مرام و مذهبی مورد بازخواست قرار میگیرن و تحقیر میشن ، تو دنیایی که هنوز آدم ها حق انتخاب راهشون رو ندارن و برای داشتن عقیده ای مخالف اکثریت به زندان انداخته میشن ، شکنجه  و گاهی کشته میشن . تو دنیایی که آدما به خاطر انتقال نظرات دیگران مورد ضرب و شتم قرار میگیرن و  دیگه تو ساده ترین نوع ممکنه تو دنیای مجازیش با پدیده  فیلترینگ باهاشون مبارزه میشه ، تو این دنیا یه مرد سیاه میشه رئیس جمهور یه مملکت و میاد که تغییر ایجاد کنه و این افتخار داره ، و این لذت داره و این برای من نوعی حسادت داره حتی که کی مملکتم میرسه به روزی که بدون در نظر گرفتن نژاد و رنگ و عقیده و هر چیز دیگه ای که مرز ایجاد میکنه آدما کنار هم , با هم ,دست تو دست هم برای پیشرفت مملکت تلاش کنن.</p>
<p></br><br />
</br><br />
پ . ن :  سخنرانی بعد از مراسم سوگند خوری اوباما را خیلی دوست داشتم، تک تک کلماتش اشکم رو سرازیر میکرد و نمیتونستم مقاییسه اش نکنم و نمیتونستم به ایرانم فکر نکنم &#8230; امیدوارم همینقدر که خوب حرف میزنه خوب عمل کنه و به دنیا ثابت کنه اون کسیه که باید باشه و اومده تا ثابت کنه بشر امروز آماده تغییراته .<br />
 </br><br />
<img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/img_60781.jpg" alt="img_60781" title="img_60781" class="alignnone size-full wp-image-249" /><br />
<img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/img_60842.jpg" alt="Obama Dollar" </p>
<p><img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/img_61082.jpg" alt="at the gate" title="img_61082" class="alignnone size-full wp-image-251" /><br />
<img src="http://littleangellog.com/wp-content/uploads/2009/01/img_61141.jpg" alt="img_61141" title="img_61141" class="alignnone size-full wp-image-252" /><br />
</br><br />
</br><br />
عکس نوشت :دی .. خیلی عکاسی نکردم امروز از بس که جوگیر شده بودم و غرق تو احساسات بودم . یه چند تا عکس که ارزش دیدن داره اینجاست و یه سری هم تو <a href="  http://www.flickr.com/photos/24055780@N02/     ">فلیکر</a> آپ کردم </p>
<p><a href="http://littleangellog.com/1387/11/01/forremeberingoftodayobama/">برای ثبت در تاریخ او با ماست &#8230; ماست خالی هم نداریم</a> is a post from: <a href="http://littleangellog.com">روزنوشت های کوچیکترین فرشته</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://littleangellog.com/1387/11/01/forremeberingoftodayobama/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

