Posts Tagged ‘بارون’
۱۳م بهمن
۱۳۸۷
بارونه از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه همش میناله
دیگه هیچکی مثل من
غربت اینجارو نداره
پ . ن : گاهی حتی وقتی بارون نمیزنه و یه غروب دلگیر یکشنبه است و دلت بارونیه فقط باید سیاوش گوش کرد و دیگر هیچ
۵ دیدگاه
