Posts Tagged ‘دوست’

۴م بهمن
۱۳۹۰
written by لیتل انجل

* دل من دیر زمانی  (‌بود ) است که می پندارد ( می‌پنداشت ) :

« دوستی » نیز گلی است ؛

مثل نیلوفر و ناز ،

ساقه ترد ظریفی دارد .

بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

جان این ساقه نازک را

                       – دانسته-

                          بیازارد !

اما مدت هاست که دنیا دست به دست هم داده تا بلکه متوجه شوم دوستی خاری بیش نیست!

رفاقت بی‌ارزش ترین کلمه دنیاست!

رفاقت یعنی از پشت خنجر زدن!

رفاقت یعنی درست وقتی برای تحقیق به من زنگ زدند بالکل منکر شناخت تو شوم!

رفاقت یعنی پشت همدیگر را خالی کردن!

رفاقت یعنی روبرویت بگویم دوستت دارم و پشت سرت بگویم حالم از دیدنت به هم می‌خورد و برای رسیدن به مقاصدم  به راحتی پا روی سر تو بگذارم و تو را نردبان ترقی خود کنم!

رفاقت یعنی بدانم که کسی را می‌پرستی و از اولین فرصت در نبودت با او همخواب شوم!

رفاقت یعنی بگویم اگر روزی مجبور به انتخاب بین تو و او شوم بی شک تو را انتخاب خواهم کرد اما فقط ۴ روز بعد وقتی به رختخواب او راه پیدا کردم، بین تو و او .. او انتخاب شود!

رفاقت یعنی بیا خرت کنم تا وقتی نیازت دارم سوارت شوم و وقتی نیازم برطرف شد دیگر تو وجود نداشته باشی

رفاقت …….

راستی رفاقت یعنی چه؟

دهخدا می‌گوید :

رفاقت . [ رِ ق َ ] (ع اِمص ) ۞ همدمی . همراهی . (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات از قاموس ). یاری . (از نصاب الصبیان ). همراهی . همراهی کردن . (یادداشت مؤلف ).
- رفاقت کردن ؛ معاشرت کردن . مجالست کردن . نشست و برخاست کردن . همراهی کردن . (یادداشت مؤلف ). || دوستی و محبت و مهربانی و ملاطفت . || مؤانست . || صداقت . || مشارکت . (ناظم الاطباء).

اما من هر چه این روزها در گنجینه لغاتم می‌گردم، هر چه در زندگی و روزمرگی ها بیشتر دقیق می‌شوم …. نه تنها چیزهایی که دهخدا گفته نمی‌یابم بلکه هیچ چیزی پیدا نمی‌کنم برایش!

بیشتر خیانت می‌بینم تا رفاقت!

برای پاسخ پرسش‌هام جستجوهای فراوانی کردم شما هم سرچی در گوگل بکنید نتایج جالبی به دست می‌آورید!

این یکی اما بیشتر از بقیه جلب توجه کرد:‌

 خیانت عشقی و جنسی

چیزی که درک نمی‌کنم اما خیانت در رفاقت چه توجیحی می‌تواند داشته باشد؟

 

 

 

 

 

 

* از شعر دوستی فریدون مشیری

* عکس از اینجا 

Previous